تبليغاتX
My best room


My best room

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

سايت پيچك دات نت با ارائه خدمات جالب و متنوع در خدمت تمام فارسی زبانان جهان است

نوشته شده در Wed 28 Oct 2009ساعت 2:20 PM توسط mina| |

تنهایی به معنی بی کسی نیست، بلکه به معنی جدایی است.به معنای بی کسی نیست، به معنای بی «او»یی است.


نوشته شده در Tue 27 Oct 2009ساعت 11:1 PM توسط mina| |

زندگی زیباست

   زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

 گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر كران پیداست

 ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست

نوشته شده در Sun 25 Oct 2009ساعت 8:37 PM توسط mina| |

دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد            شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

به سنگ ها کسی گفت:

                                    "انسان باشید."

سنگ ها گفتند که

                                ما هنوز به قدر کافی سخت نشده ایم......


نوشته شده در Sun 25 Oct 2009ساعت 8:34 PM توسط mina| |

رنج هست، مرگ هست، اندوه جدایی هست، 
اما آرامش نیز هست، شادی هست، رقص هست، 
خدا هست. 
زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است. 
زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود، 
دامان خدا را می جوید . 
خورشید هنوز طلوع میکند 
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است : 
بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می کشد : 
امواج دریا، آواز می خوانند، 
بر میخیزند و خود را در آغوش ساحل گم میکنند. 
گل ها باز می شوند و جلوه می کنند و می روند . 
نیستی نیست . 
هستی هست . 
پایان نیست. 
راه هست. 
تولد هر کودک، نشان آن است که : 
خدا هنوز از انسان ناامید نشده است .
نوشته شده در Wed 16 Sep 2009ساعت 10:37 PM توسط mina| |

خدا جون دوست دارم

ممنون

ممنون


نوشته شده در Sat 12 Sep 2009ساعت 7:34 PM توسط mina| |

oh my GOD

oh my dear

i dont know what should i say but i want speak with u

i want say  I LOVE U

but i dont know why somtimes u didnt hear my whine

every day and every night i call u but somtimes u didnt answer

my GOD my dear 


somtimes im sad and i feel bad

i see to you and your sky

and speak with u until my eyes take a race with spring clouds

after that i feel free

u come to my heart and give me relax

in that time im feel very STRANGE

and feel any things cant fall me

because i have you in my heart

I love you my God
نوشته شده در Sat 5 Sep 2009ساعت 4:22 PM توسط mina| |

وای نه..........

نسترن جون من اشتباهی پست قبلی رو پاک کردم

عیبی نداره بازم میگم

معذرت میخوام و دوست دارم عزیزم

نوشته شده در Tue 1 Sep 2009ساعت 4:12 PM توسط mina| |

چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا ؟


مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام ...
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوكولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من كوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- ...


***

- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین كوكی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارك ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارك تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درك
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود كه من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
 

نوشته شده در Tue 25 Aug 2009ساعت 4:12 PM توسط mina| |

سلااااااااااااااااااااااااااااااام

عیدتون مبارک

وای توی شهر ما ترکوندن همه جا جشنه

من که اینقدر خوردم الان دارم میترکم

اقا جونم تولدت مبارک دوست دارمممممممممممممممم


نوشته شده در Fri 7 Aug 2009ساعت 9:7 PM توسط mina| |

***خداوندا تقديرم را زيبا بنويس كمك كن آن چه را تو زود ‎مي خواهي من دير نخواهم و آن چه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم (دکتر علي شريعتي)       

    *** هيچگاه آرزو نکن جاي کسي باشي، چون اگه آرزوت برآورده بشه اونوقت جاي خودت تو دنيا خيلي خاليه.

*** تمايلات خود را در ميان دو ديوار محكم اراده و عقل حبس كنيد.(ارسطو)   

     
***چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها راتنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن!!! در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.(دکتر شريعتي)

  ***گاهي وقت ها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم ,غافل از اين که خدا پايين ايستاده و نردبان رو محکم گرفته که ما نيفتيم.

  *** درياي طوفاني ،ناخداي لايق مي سازد ! پس ممنون لحظه هاي سخت زندگي باش.

***نشستن، سنگ بودن است و رفتن رود بودن. بنگر كه سنگ بودن به كجا مي‌رسد جز خاك و رود بودن به كجا مي‌رود جز دريا ... . (دكتر علي شريعتي)

*** عشق آلوچه نيست که بهش نمک بزني، دختر همسايه نيست که بهش چشمک بزني، غذا نيست که بهش ناخونک بزني، رفيق نيست که بهش کلک بزني عشق مقدسه , بايد جلوش زانو بزني.

***     کسي رو براي دوست داشتن انتخاب کن که قلب بزرگي داشته باشه تا مجبور نشي به خاطر اينکه تو قلبش وارد بشي خودت را کوچک کني.

*** خدايا،وقتي عاشقانه دوست دارم،ازپاييزومرگ و تنهايي نمي ترسم،دلم مي خواهد وقتي دنياباهمه درياها،نانهاوكندوهاي عسل خداحافظي مي كند،چشم هاي خاموشم به تو سلام كنند.

*** براى بلندشدن بايدخم شد.اكرمشكلات،توراكاهى خم نمودبدان آغازايستادن است.       

*** هيچ وقت کسي را نا اميد نکن شايد اميد تنها دارايي اش باشد. (ونوس)
*** درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده!

***اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري (دکتر علي شريعتي)

***وقتي خواستم زندگي کنم، راهم را بستند.وقتي خواستم ستايش کنم، گفتند خرافات است.وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم بگريم، گفتند دروغ است.وقتي خواستم بخندم، گفتند ديوانه است.دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم (دکتر علي شريعتي)

***وقتي کبوتري شروع به معاشرت با کلاغها مي کند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دکتر علي شريعتي)
نوشته شده در Tue 21 Jul 2009ساعت 1:28 AM توسط mina| |

قابل توجه عارفه جون " اینم آپ جدید عزیزم"

پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو.

Money can buy an amusement, but not happiness

پول میتونه
رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.

Money can buy a bed, but not sleep

پول میتونه
غذا رو بخره اما نه اشتها رو.

Money can buy a food, but not appetite

پول میتونه
دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.

Money can buy a medicine, but not health

پول میتونه
وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.

Money can buy cosmetic, but not beauty

پول میتونه
خدمتکار بخره اما نه دوست رو.

Money can buy a servant, but not friend

پول میتونه
پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.

Money can buy a position, but not greatness

پول میتونه
نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.

Money can buy a service, but not loyalty

پول میتونه
قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.

Money can buy a power,but not authority

نوشته شده در Tue 23 Jun 2009ساعت 4:46 PM توسط mina| |

 

If one day you feel like crying...call me.Idonot promis you that

Iwill make you laugh

but I can cry with you

If one day you want to run away from your problems,do not be afraid to call me......Ido not promis to ask you stop but ,I can run with you

...If one day you do not want to listen to anybody,call me and

 I promis to be very quiet

......BUT

If one day you call me and there was no answer

                     ...come fast to see me

...perhaps I need you

نوشته شده در Sat 20 Jun 2009ساعت 1:33 PM توسط mina| |

وایییییییییییییییییییییییی خدا جونم بالاخره تموم شد

از امروز که مصادفه با ۲۱/۳/۱۳۸۸ تابستون شروع شد

توی این مدت هر شب تا ساعت ۳.۵ /۴ بیدار بودمکلی خرخونی کردم وای قراره از امروز بشم سلطان خوابمیخوام تلافی کنم

از همه ی فرشته های خوبم معذرت میخوام که توی این مدت نبودممرسی که اومدین کامنت گذاشتین

مریم جونم مرسیییییییییییییییییی

نگار جون............

ندا جونم.........................

و........

ولی حیف شد اخه واسه ی این تابستونم خیلی برنامه ریزی دارم میخوام کلی خرخونی کنم

به قول برنامه گزینه جوان :"موفق ها از تابستان شروع میکنن"

خوب منم جوگیر شم دیگه

در کل این همه حرف زدم تا بگم آینده زندگیم به این تابستون بسته

راستی واسم دعا کنین کارنامه ام درخشان بشه

وای خدا جونم

دوستون دارم

نوشته شده در Thu 11 Jun 2009ساعت 11:3 PM توسط mina| |

Little Girl

 

Little girl kisses her mom

Tells her I love you

Holds on to her neck

 

Little girl doesn?t have much

She walks with a smile

she?s so full of life

 

But she cries in the night

Just to try to hold on

No one can hear her

She?s all alone

 

This little girl closes her eyes

all that she wants

is someone to love

Someone to love

 

Little girl

She?s all go wrong

Oh she?s getting famous

she?s distort (?)

 

Oh little girl

 

Fights with her mom

Can?t believe money

Changes her love

 

And she cries in the night

Just to try to hold on

No one can hear her

She?s all alone

 

This little girl closes her eyes

all that she wants

is someone to love

Someone to love

she cries in the night

Just to try to hold on

No one can hear her

She?s all alone

 

This little girl closes her eyes

all that she wants

is someone to love (someone)

Someone to love (someone)

To love (someone)

Someone (fade out

نوشته شده در Sun 31 May 2009ساعت 3:31 PM توسط mina| |

نوشته شده در Mon 18 May 2009ساعت 10:45 AM توسط mina| |

                         نامت چه بود؟ آدم

فرزند کی؟ مرا نیست نه پدری نه مادری بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک

اینک محل سکونت؟ زمین خاک

آن چیست بر گرده نهاده ای؟ امانت است

قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا، اینک به قدر سایه بختم به روی خاک

اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک

روز تولدت؟ در جمعه ای ، به گمانم روز عشق

رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه

وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست، نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین

شاکی تو؟ خدا

وکیل تو؟ آن هم فقط خدا

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟ همین و بس

حکمت؟ تبعید در زمین

همدمت در گناه؟ حوای آشنا

ترسیده ای؟ کمی

ز چه؟ که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت امده؟ بلی

چه کس؟ گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟ دیگر گله نه ولی

ولی که چه؟ حکمی چنین آن هم به یک گناه؟؟

دلتنگ گشته ای؟ زیاد

برای که؟ تنها فقط خدا

آورده ای سند؟ بلی

چه؟ دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟بلی

چه کس؟ تنها کس خدا

در آخرین دفاع؟

میخوانمش چنان که اجابت کند دعا




نوشته شده در Mon 11 May 2009ساعت 2:11 PM توسط mina| |

                                     نازنینم

به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش آهنگ

خاطرات گذشته را مینوازد

قلبی که در ان خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است

حتی اگر بدانم جسم تو هرگز به سوی من باز نمیگردد

باز هم به انتظارت مینشینم

شاید روزی صدای پایی بشنوم

که از آن تو باشد

بگذار صادقانه بگویم

کوچکترین غصه ی تو

بزرگترین غم من است

نوشته شده در Mon 11 May 2009ساعت 2:5 PM توسط mina| |

وایییییییییییییییییییی

اینم یه سایت بینظیر واسه ی همه نمیگم چیه ولی برید پشیمون نمیشیدددددددددددددد

نظر یادتون نرههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

نوشته شده در Wed 29 Apr 2009ساعت 6:6 PM توسط mina| |


قالیچه معنا

می پرسد:درچه حالی؟!

می گویم:درحال بافتن قالیچه ام.

می گوید:بااین وضع چشمانت؟!!با آن دستان نزارت؟!!

می گویم:قالی من برای بافتش نیازی به نور وقوای بیرونی نیست!من آنرا با ذره ذره ی احساسم؛با ذره ذره ی وجودم و با تارو پود درد آغشته به عشقم می بافم. قالیچه ی قشنگ من ،تک تک گره هایش پراست از عشق،پرا ست ازمعنا وپرازتارو پود زیستن وابدیت.

دارم باذره ذره ی تاروپود دردم قالیچه ی بزرگ معنا را می بافم.

دار قالی ام،همراه با دردم آویخته شد،طرح نقشهایش را خدا ریخت برام.طرحها هرکدام برای نقشی آفریده شد وچه نکوست طرحهای ریخته شده ازسوی آفریدگارت را خوب بکوبی و خوب ببافی ومن می خواهم برای طرحهای  پروردگارم  بهترین بافنده باشم و طرحهایش را زیبا ببافم.

رنگ قالیچه ی من ،رنگ آسمان است و رنگ رنگین کمان،رنگ بهشت ،رنگ همه ی قشنگی های دنیا...............

قالی ام عطر تمام گلهای عالم را درخود نهفته دارد سان که بافنده اش عطر همه ی گلها را به مشام کشیده.

لابلای تارو پود قالیچه ام ،زنی است که دردهایش را با باران می شوید...

لابلای  تارو پود قالیچه ام ،زنی است که وامدار خورشید است نور چشمانش را .....

لابلای گره های قالی ام دوچشم تار ودردناکی است که تمام زیبایی های عالم را درخود ثبت کرده.

 لابلای تارو پود قالیچه ام زنی است پر ازستاره ،سان که شبهای پردردش را هما غوش ستاره هابوده و  دردهای بی امانش را با آغشتن درستاره ها تسکین داده.....

لابلای تارو پود قالیچه ام ،زنی است که لحظات پراز عشق را بلعیده و عشق را با حس سپاس از بودنش تکثیرکرده.

لابلای قالیچه ام پنجره ای است رو به بهشت و چشمانی که به امانت می گذارم که گاهی با چشمانم،آسمان عشق را به تماشا نشینی و اینچنین از قلب من بگذری......

گستره ی قالی من تا به خداست و با نگاه به قالیچه ام می توانی بگویی:"من زیستم وبه اندازه ی خدا زیستم".من با میراث قالی ام که بجا می گذارم بعد از مرگم نیز خواهم زیست و جاوید خواهم ماند وهرکسی با نگاه بدان ونقش ونگارش گل معنایی خواهد چید و نقشی برآن خواهد زد......


لابلای گره های قالی ام دوچشم تار ودردناکی است که تمام زیبایی های عالم را درخود ثبت کرده.

لابلای تارو پود قالیچه ام زنی (مــــــــردی) است پر ازستاره ،سان که شبهای پردردش را هم ا غوش ستاره هابوده و دردهای بی امانش را با آغشتن درستاره ها تسکین داده.....

لابلای تارو پود قالیچه ام ،زنی(مردی) است که لحظات پراز عشق را بلعیده و عشق را با حس سپاس از بودنش تکثیرکرده.

لابلای قالیچه ام پنجره ای است رو به بهشت و چشمانی که به امانت می گذارم که گاهی با چشمانم،آسمان عشق را به تماشا نشینی و اینچنین از قلب من بگذری......
-------------------------

نوشته شده در Mon 27 Apr 2009ساعت 1:39 PM توسط mina| |

 

ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم

چند وقتیست که هرشب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی ، به همان باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

نوشته شده در Sat 25 Apr 2009ساعت 5:33 PM توسط mina| |

تنهایی را دوست دارم چون چیزی از دست مردم نگرفتم

مگر اینکه بهای آن را از قلبم پرداختم

نوشته شده در Sat 25 Apr 2009ساعت 5:31 PM توسط mina| |

زیباترین قلب

 مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می­کردکه زیباترین قلب را در آن شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشه­ای بر آن وارد نشده بود پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده­اند مرد جوان در کمال افتخار با صدائی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت اما قلب تو به زیبائی قلب من نیست مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند او با قدرت تمام می­تپید اما پر از زخم بود قسمت­هائی از قلب او برداشته شده بود و تکه­هائی جایگزین آن­ها شده بود اما آن­ها به درستی جاهای خالی را پرنکرده بودند و گوشه­هائی دندانه دندانه در قلب او دیده می­شد در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه­ای آن­ها را پرنکرده بود مردم با نگاهی خیره به او می­نگریستند و با خود فکر می­کردند این پیرمرد چطور ادعا می­کند که قلب زیباتری دارد. مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و با خنده گفت تو حتماً شوخی می­کنی قلبت را با قلب من مقایسه کن قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است پیرمرد گفت درست است قلب تو سالم به نظر می­رسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی­کنم می­دانی هر کدام از این زخم­ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده­ام من بخشی از قلبم را جدا کرده­ام و به او بخشیده­ام گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده­ام اما چون این تکه­ها مثل هم نبوده­اند گوشه­هائی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقت­ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده­ام اما آن­ها چیزی از قلب خود را به من نداده­اند این­ همه شیارهای عمیق را با تکه هایی که من در انتظارش بوده­ام پرکنند حالا می­بینی که زیبائی واقعی چیست؟ مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد در حالی که اشک از گونه­هایش سرازیر بود به سمت پیرمرد رفت از قلب جوان و سالم خود تکه­ای بیرون آورد و با دست­های لرزان به پیرمرد تقدیم کرد پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای زخم قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه کرد دیگر سالم نبود اما از همیشه زیباتر بود عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.

نوشته شده در Sat 18 Apr 2009ساعت 8:58 PM توسط mina| |

- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟

 چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!


اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟

 هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟

 چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟

باید قبض آن را پرداخت نکرد!

۵- نصف النهار چیست ؟

 همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟

 دندان مصنوعی!


۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟

 چون خیلی خسته است!

۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟

 برایش صندلی می گذاریم !

 
۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟

 وقتی یک چینی را دار بزنند!

۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!


۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟

 آرایشگر!

۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟

 آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!
۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟

 هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!



۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟

 چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟

هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!


۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟

 یخمک خوشمزه تر است!

۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟

 باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!


۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

۱۹- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

 
۲۰- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

نوشته شده در Fri 17 Apr 2009ساعت 7:8 PM توسط mina| |

سلام این اهنگ از آخرین آلبوم انریکو(insomniac) هستش من که خیلی دوسش دارم

Miss you

, Tonight i fell so cold and lonely,Miss you

Cause baby you're so far away,
The space between us keeps on growing,
I wish that you could hear me when i say,
No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no

Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day

now tell me do you think about me,
Cause i think about you all the time,
A million miles just stand between us,
but i wont stop until you're mine,
No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no

Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day

Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo,
Dale mamacita que la vida tiene ritmo

No, no, no, no, no, no, no,
Wish you could hear me say,
No, no, no, no, no, no, no

Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day

Oh I miss you, Oh I miss you,
oh, baby since you walked away,
Oh I miss you, Oh I miss you,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day,
I miss you more and more each day
 
نوشته شده در Sun 12 Apr 2009ساعت 1:36 PM توسط mina| |

در نااميدي بسي اميد است تلويزيون ما سياه و سفيد است - توانا بودهر که با ما بود در ايران امروز ملا بود – چو عضوي به درد آوردروزگار زخنده دگر عضوها بي قرار – خدا گر ببندد زه حکمت دري زه رحمت زند قفل محکمتري

نوشته شده در Sat 11 Apr 2009ساعت 7:9 PM توسط mina| |

سرو بلندم گویی تو را وارث تمام مهربانی ها کرده اند که اینگونه در اضطراب با تو بودن پلک بر هم نمینهم و در کوچه باغهای نگاهت پرسه میزنم من همان نسیم ولگردم من همان دخترک بهانه گیرم که صادقانه میگوید :

×دوستت دارم×

نوشته شده در Sun 16 Apr 2006ساعت 1:39 PM توسط mina| |


وقتي کبوتري شروع به معاشرت با کلاغها مي کند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دکتر علي شريعتي)

نوشته شده در Sun 16 Apr 2006ساعت 1:37 PM توسط mina| |

میخوام واستون قسمتی از وصیت نامه دکتر علی شریعتی رو بذارم.   توی ادامه ی مطلب گذاشتم حتما بخونید. روحش شاد
:ادامه مطلب:
نوشته شده در Sun 16 Apr 2006ساعت 1:32 PM توسط mina| |

متن های  شعر های انریکو رو واستون گذاشتم توی قسمت آرشیو موضوعی هستش امیدوارم خوشتون بیاد. نظر یادتون نره
نوشته شده در Sun 16 Apr 2006ساعت 12:25 PM توسط mina| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ